قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1917

تاريخ الفي ( فارسى )

پدرش زنده نبود ، غايتش الطايع باللّه را در اين وقت مادرش نيز در حيات بود . القصّه ، چون الطايع باللّه بر مسند خلافت قرار گرفت منصب امير الامرايى را به سبكتكين حاجب داده او را به « ناصر الدّوله » ملقّب گردانيد . چون سبكتكين حاجب در بغداد شوكت و قوّت پيدا كرد عزّ الدّوله بختيار كه در اين وقت در اهواز بود ، از وى متوهّم شده در كار خود حيران گشت . آخر الأمر ، مصلحت چنان ديد كه از عمّ خود ، ركن الدّوله ، و از پسر خود ، عضد الدّوله ، لشكرى به مدد خود طلبيده سبكتكين را دفع نمايد . بنابراين ، كس پيش عمّ خود ، ركن الدّوله ، و پسر خود ، عضد الدّوله ، فرستاد مدد طلب داشت . ركن الدّوله ، ابو الفتح عميد را با لشكرى انبوه به مدد او فرستاد و عضد الدّوله در باب امداد اندك توقّف نمود ، امّا عمران بن شاهين كه از وى نيز عزّ الدّوله مدد خواسته بود ، اجابت سخن او نكرد . همچنين ابو تغلب بن ناصر الدّوله حمدان اگرچه ظاهرا در مقام نصرت عزّ الدّوله بختيار درآمده تهيّهء لشكر مىنمود ، امّا در باطن خيال گرفتن بغداد داشت . و سبكتكين حاجب لشكرى بسيار از اتراك و غير آن جمع نموده به اتّفاق خليفه ، الطايع باللّه ، و شيخ فاضل كه عبارت از المطيع باللّه است ؛ چراكه ، او را بعد از آنكه خود را عزل نموده پسرش را قائم‌مقام خود گردانيد « شيخ فاضل » گفتندى « 1 » ، متوجّه دفع عزّ الدّوله بختيار گشت . چون به واسط رسيدند ، المطيع باللّه وفات يافت و بعد از وى به چند روز سبكتكين نيز وفات يافت . نعش هردو ايشان را به بغداد برده دفن كردند . تركان بعد از فوت سبكتكين ، البتكين را برخود امير ساخته به محاربهء عزّ الدّوله بختيار آمدند و در حدود واسط قريب به پنجاه روز با يكديگر حرب كردند و اكثر اوقات ظفر تركان را بود . چون عزّ الدّوله بختيار از دفع ايشان عاجز آمد پياپى كسان را پيش عضد الدّوله فرستاده از وى التماس آن نمود كه بسرعت متوجّه امداد شود . بنابراين ، عضد الدّوله با لشكرى عظيم از شيراز بيرون آمده متوجّه واسط گشت و در واسط به عزّ الدوله بختيار پيوست و به اتّفاق يكديگر به محاربهء اتراك روى آورده ايشان را هزيمت دادند . تركان چون مقاومت ايشان نداشتند روى به بغداد [ 228 الف ] نهادند و تا به بغداد در هيچ‌جا توقّف نكردند . عضد الدّوله با عزّ الدّوله تعاقب ايشان نموده عضد الدّوله به جانب شرق بغداد فرودآمد و عزّ الدّوله به جانب غربى بغداد فرودآمد . تركان نيز در بغداد چند روز جنگهاى عظيم مردانه كردند . آخر الأمر ، چون تركان كار نتوانستند پيش برد عاجز و مضطرب شده با الطايع باللّه به جانب تكريت رفتند . عضد الدّوله بعد از استيلا بر بغداد كس به طلب الطايع باللّه فرستاد . او از اتراك جدا شده به دار السّلام بغداد آمد و عضد الدّوله از براى خليفه فروش و اوانى فرستاده مراسم تعظيم و

--> ( 1 ) . ابن جوزى نيز در المنتظم آورده كه المطيع پس از استعفا از خلافت به نام « الشيخ الفاضل » خوانده مىشد .